جان کیوزاک تجسم نسل X است: همیشه خارج از مکان، همیشه خارج از زمان


وقتی بزرگ شدم، هرگز با کیانو ریوز همذات پنداری نکردم. من از آسیایی بودن او قدردانی کردم، اما او خیلی زیبا بود، شخصیت او بسیار توسعه نیافته بود و بر توانایی او در بیان شگفتی و هیبت تاکید داشت. من جور دیگری سیم کشی کردم. نمی‌دانم که هرگز آنقدر بی‌تأثیر نبودم که تعجب و هیبت را ابراز کنم. وقتی بزرگ شدم، آواتار من جان کیوزاک بود – و همچنان خواهد بود، مردی که مانند ریوز در حاشیه ارتفاعات بزرگ و پست‌های اجتناب‌ناپذیر “بسته برات” زندگی می‌کرد و مسیر حرفه‌ای‌اش به یک جایگاه خاص رسید. از سوپراستار بودن من فکر نمی کنم که هیچ وقت هدف او این بوده است. او یک “خارجی” متعهد است که به کارخانه ستاره سازی هالیوود که تعدادی از هم عصرانش را به هم می ریزد مشکوک است. او بیش از حد باهوش است، در زبان بسیار چابک است، و آنقدر بی علاقه است که نمی تواند ژست بگیرد. اولین باری که من او را دیدم باید به عنوان بخشی از حیله‌بازی آنتونی مایکل هال باشد شانزده شمع، اما اولین باری که او تأثیر گذاشت در راب راینر بود چیز مطمئن (۱۹۸۵). من در سال ۱۹۸۵ سیزده ساله بودم و والتر “گیب” گیبسون از کیوساک از نوعی پرحرفی خودآگاهانه برخوردار بود که می خواستم آن را در دوران نوجوانی پرورش دهم. من قبلاً در ۱۳ سالگی دختری دیوانه شده بودم و بدن مایو نیکولت شریدان با ژست شیطنت آمیز روی جعبه VHS تمام دعوتی بود که به آن نیاز داشتم. من به یک کمدی جنسی امیدوار بودم، اما چیزی که به دست آوردم دویدن خشک راینر بود وقتی هری با سالی آشنا شد.

مانند بسیاری از شخصیت‌های کیوزاک در طول پنج سال اول کارش، گیب در آن دوره بین پایان دبیرستان و شروع کالج است و بر خلاف هم‌عصران درخشان‌ترش (راب لو، جاد نلسون، امیلیو استوز، اندرو مک کارتی) ، او با سؤالات وجودی در مورد نوع شخصی که می خواهد باشد دست و پنجه نرم می کند. او از بهترین دوستش لنس (آنتونی ادواردز) قول “مطمئن” را داده است، زنی که موافق یک لجبازی جنسی بی معنی بدون عواقب و وابستگی است – تنها راه این است که او باید راهی در سراسر کشور پیدا کند تا با او ملاقات کند. شرایط، گیب را به همراه آلیسون (دافنه زونیگا) مجبور می‌کند و در طول سفر، به‌طور پیش‌بینی‌شده عاشق می‌شوند. هنوز هم به گیب “چیزی که مطمئن است” ضربه می زند، اما وقتی از او می پرسد که آیا او را دوست دارد یا نه، او ناامید می شود. او کار شریف را انجام می دهد. او فرد خوبی است، ناقص اما تلاش می کند. چیز مطمئن اولین بار است که کیوزاک کاملاً کیوزاک است. فیلم با «شیفتگی» راد استوارت آغاز می‌شود، به هیوی لوئیس و اخبار «قلب راک اند رول» ادامه می‌دهد، همانطور که گیب می‌گوید «فضای بیرونی را در نظر بگیرید…» به یک علاقه بالقوه عشقی. آهنگ پیک آپ او فوراً به عنوان ویژگی بارز کیوزاک قابل تشخیص است: جریانی از glossolalia هیپستر دهه ۸۰ که با ژرفای بزرگ و اشتیاق عاشقانه، سؤالات بلاغی و خودباختگی جذاب نقطه گذاری شده است. شما ردپایی از آن را در تک تک مطالبی که در بیست و پنج سال گذشته نوشته ام پیدا خواهید کرد.

اگر بخواهیم قوس شغلی کیوزاک را ترسیم کنیم، در این فرآیند می‌توان راه نجات نوع خاصی از پسران Gen-X را شناسایی کرد: محصول مدبر نسلی که از نظر اجتماعی در تضاد با والدین پررونق خود هستند، که با گسترش آن مشخص شده است. شکاف طبقاتی و درآمدی در ایالات متحده که به موعظه عزت نفس اختصاص داده شده است، حتی در شرایطی که خود را تحت انتظارات غیرواقع بینانه می بینند. شخصیت های کیوزاک همیشه باهوش ترین مرد اتاق هستند. آنها مانند کیانو از مکاشفه هایی که بر آنها اتفاق می افتد شگفت زده نمی شوند. بلکه آنها فیلسوفان و شوالیه‌هایی هستند که در جست‌وجوی‌های مقدس مشغولند و توسط احمق‌ها و هیولاها محاصره شده‌اند. همان سالی که چیز مطمئنکیوزاک در نقش لین مایر افسرده خودکشی در فیلم Savage Steve Holland بازی کرد. بهتر است مرده، به دنبال یک ایده آل دست نیافتنی دیگر است در حالی که با یک جایگزین سبزه در دانشجوی تبادل بازی مونیک (دایان فرانکلین) ارائه شده است. با هجوم سوررئالیسم، نسیمی همراه با پوچی قابل قبولی دارد – چیزی که در طول همکاری دوم کیوزاک/هلند از استقبالش دوری می‌کند. یک تابستان دیوانه – اما با این یک یا دو مشت، کیوزاک خود را به‌عنوان آواتار گلوله‌های عجیب و غریب ناراضی و عاشق تثبیت کرد: آنهایی که علف هرز می‌کشیدند، از دکارت و فوکو نقل قول می‌کردند، و قطعاتی از کارل مارکس را برای یکدیگر می‌خواندند. لین چندین بار سعی می کند خود را بکشد بهتر است مرده و اگرچه شکست‌های او به عنوان یک شوخی بازی می‌شود، کیوزاک تار بسیار خاصی از مالیخولیا و نفرت از خود را به صدا در می‌آورد. تصویر او که دوباره شادی پیدا می کند، در صندلی جلوی استیشن واگن کتک خورده اش می خندد با زنی که در آن لحظه بیشتر از او دوستش دارد، یکی از چندین تصویر ماندگار از نقش اصلی او در اولین بازی کامرون کرو خواهد بود. هر چیزی بگو در مدت سه سال

بعد از چیز مطمئن است گیب، هر چیزی بگو لوید دوبلر لحظه مهم بعدی شناسایی من با یکی از شخصیت های کیوزاک بود. در شانزده سالگی در سال ۱۹۸۹، لوید آگاهی روزافزون من را در مورد بی نتیجه بودن تعقیب اهداف تعیین شده توسط فرهنگ و نسل والدینم بیان کرد. من آن زمان کلیت مانیفست او را نمی فهمیدم، اما با گوش دادن به آن با چشم انداز سی سال فاجعه بار، در نهایت ناامید و سرخورده به نظر من می رسد:

من نمی‌خواهم چیزی بفروشم، چیزی بخرم، یا چیزی را به عنوان یک شغل پردازش کنم. من نمی‌خواهم هیچ چیز خریداری شده یا پردازش شده را بفروشم، یا چیزی فروخته شده یا پردازش شده بخرم، یا چیزی فروخته شده، خریداری شده، یا پردازش شده را پردازش کنم، یا هر چیزی را که فروخته شده، خریداری شده یا پردازش شده است، تعمیر کنم.

در همین حال، زنی که او دوست دارد، دایان کورت (آیون اسکای)، مدرس کلاس، آینده‌اش در مسیری سنتی قرار می‌گیرد: تحصیل در یک کالج معتبر، ازدواج با مرد جوان برجسته‌ای که در آنجا ملاقات خواهد کرد، شاید یک شغل؟ داخلی بودن قطعا. لوید برای او – مانند گیب که برای آلیسون نشان داد – چیزی غیر متعارف، غیرمنتظره، شاید بهتر را نشان می دهد. همه دوست دختر من در دبیرستان سفید پوست بودند. تنها چیزی که می‌توانستم برایشان فراهم کنم همین عدم متعارف بودن، ناآشنایی با سنت‌های خواستگاری، این امید بود که به نحوی بهتر باشم، زیرا بامزه بودم و چیزهای عجیب و غریب را زیاد خوانده بودم. من موسیقی متن را برای آن خریدم هر چیزی بگو بر روی نوار کاست و کشف کرد که کامرون کرو یادداشت های خطی گسترده ای برای درج نوشته بود. اکنون کیوزاک به طور غیرمستقیم مرا با این ایده آشنا کرده بود که دانش گسترده موسیقی می تواند به من کمک کند تا آنچه را که برای من هنوز تا حد زیادی غیرقابل بیان بود بیان کنم. (کوزاک وقتی در اقتباس استفن فریرز از راب گوردون صاحب فروشگاه ضبط بازی می کند، این فکر را کامل می کند. وفاداری بالا.) لوید دوبلر امیدوار بود که دادگاه های دایان در جهان برای افراد نامناسب و طرد شده وجود داشته باشد و بهتر از آن، چون او توسط کیوزاک بازی می کرد، دایانز و آلیسون ها به طور قابل اعتمادی از این انجمن سود ببرند. کرو در صحنه‌ای متوجه می‌شود که دوستان لوید، کوری (لیلی تیلور) و دی‌سی (امی بروکس) از او می‌پرسند که آیا کسی مثل دایان می‌تواند شخصی مثل لوید را دوست داشته باشد. آنها برای لحظه ای به آن فکر می کنند و متوجه می شوند که نه تنها دایان ممکن است عاشق لوید باشد، بلکه می توانند با هم شعر باشند.

لوید به عنوان یک شخصیت کار نمی کند – اکثر نقش های کیوزاک به عنوان شخصیت کار نمی کنند – اگر کیوزاک برای لحظه ای نادرست، غارتگر، غیر صادقانه به نظر برسد. لوید سعی نمی کند دایان را “به دست آورد”، لوید عاشق دایان است. دوستانش به او می گویند که نمی خواهند آسیب ببینند و او به آنها می گوید که می خواهد صدمه ببیند. این را در جوانی‌ام تکرار کرده‌ام که دوستان به من هشدار داده‌اند که قلبم را ببخشم. برای مدتی در رشد من، شهادت عاشقانه فداکاری مناسبی برای یک زندگی کاملاً زنده احساس می‌شد. بعد از هر چیزی بگو و کمی، اما به یاد ماندنی، بخشی در هیجان انگیز جنگ جهانی دوم مرد چاق و پسر کوچولو، کیوزاک به طور جدی اقتباس جیم تامپسون را دنبال کرد گریفترها با بازی آنجلیکا هیوستون در نقش مادر غیرقابل اعتماد او و آنت بنینگ به عنوان دوست دختر غیرقابل اعتماد او. یک کار بد، کیوزاک را یک کلاهبردار می‌دانست، اما کمترین افعی‌ها در این گودال، اختصاص به مخاطرات کوچک دارند، در حالی که مادر و دخترش خیلی جدی‌تر در مورد گرفتن نشانه‌های طولانی مدت، گاهی اوقات، هستند. سواری های مرگبار کیوزاک از هوش خود برای شرارت استفاده می کند گریفترها، اما او سعی می کند در آن آسیب نبیند. خلوص اخلاقی نسبی او باعث کشته شدن او می شود. بیشتر چی گریفترها این کار این است که قصد کیوزاک را در دهه ۹۰ برای بلوغ شخصیت خود از آخرین فارغ التحصیلی دبیرستان، به نقش های کوچک قابل اعتماد در چند فیلم وودی آلن، آلتمن، روشن می کند. بازیکنو مالیک خط قرمز نازک.

در سال ۱۹۹۷، کیوساک نقطه خالی ناخالص او را به عنوان یک قاتل موفق، اما از لحاظ وجودی ناامید معرفی می کند که برای دیدار مجدد ده ساله دبیرستان خود و دختری (مینی درایور) که یک دهه قبل در جشن جشن رها کرده بود، بازمی گردد. آنها عاشقانه خود را دوباره احیا می کنند، اما پایان های آزاد زیادی از گذشته مارتی (کوزاک) وجود دارد که نمی توان قبل از اینکه بتوانند با هم به جلو حرکت کنند، به هم گره بخورند. وقتی فیلم در آوریل اکران شد، من چهار ماه با زنی که همسرم می‌شد، رابطه داشتم، پس از تاریخچه قرار ملاقاتی پر از دعواهایی که در آن اغلب بدترین نسخه از خودم بودم. مارتی کارهای وحشتناکی انجام داده است، از جمله آسیب رساندن به زنی که دوستش دارد، و به او فرصتی داده شده است که مطمئن نیست شایسته جبران است. موسیقی متن آن – مملو از The Clash، Violent Femmes، David Bowie & Queen، و The Jam – موسیقی متن زندگی من نیز بود… دوباره. من همان چیزی را می خواستم که مارتی می خواست. می خواستم بخشش و فرصتی برای تبدیل شدن به فردی که می خواستم باشم.

Grosse Pointe Blank
عکس: مجموعه اورت

کیوزاک دوباره در پایان دهه با یک و دو من را نابود کرد جان مالکوویچ بودن و وفاداری بالا. پرتره کیوزاک از هنرمندی که به دلیل بی نتیجه بودنش در جان مالکوویچ بودنو مردی که سعی می‌کرد داستان زندگی‌اش را از طریق سنگ‌های محک فرهنگی که با بدترین لحظاتش برابری می‌کند تعریف کند، الگویی برای تنگه‌هایی بود که می‌خواستم وارد آن شوم. در آن زمان من صاحب شرکت خودم بودم – شرکتی را که وقتی پدرم فوت می‌کرد، می‌فروشم زیرا افسرده‌تر از آن بودم که بتوانم آن را ادامه دهم، و خیلی می‌ترسیدم که زندگی پدرم را انجام دهم که منجر به بیگانگی ما و حملات قلبی او شد. نمی‌دانم کیوزاک در این مقطع از زندگی‌اش کجا بود، اما او، مثل همیشه، چند سال جلوتر از من بود و راه را روشن می‌کرد.

من عاشق کمدی های عاشقانه بالغ او هستم سرندیپیتی و باید سگ ها را دوست داشت. من عاشق دزدی او هستم برداشت یخ، هیجان انگیز او هویت، وسترن او که در آن جذابیت او بی ادب و اجتماعی می شود هرگز پیر نشو – هر اجرا صمیمی تر است زیرا من آنقدر با این بازیگر همذات پنداری کرده ام که در سطح شخصی روی این فیلم ها سرمایه گذاری می کنم. من او را در آن دوست داشتم ما حیوان نیستیم (۲۰۱۳) جایی که او اساساً خود را به عنوان یک بازیگر بازی می‌کند که از کرایه استاندارد هالیوود ناراضی است و بنابراین خود را به حاشیه‌های فیلم‌سازی مستقل می‌برد تا دوباره شادی خود را بیابد. تعجب من را هنگام رسیدن به اقتباس استیون کینگ تصور کنید سلول به عنوان یک موضوع کامل، فیلمی که کیوزاک را با ساموئل ال. جکسون از آنها پیوند می دهد دیگر اقتباس استیون کینگ ۱۴۰۸، چگونه کیوزاک دوباره به عنوان یک آینه سینمایی برای پیشرفت شخصی من عمل کرد. در آن، او نقش هنرمند ناامید Clay را بازی می کند (مشابه شخصیت او در یک تابستان دیوانه) که پس از گذراندن مدتی دور از خانواده خود برای ساخت یک رمان گرافیکی محکوم به فنا، خود را در میانه یک بیماری همه گیر زامبی می بیند که توسط سیگنال مرموز تلفن همراه به وجود آمده است. پیش فرضی که به طرز خطرناکی به پیرمردی فریاد زده که از طرح تکنولوژی می ترسد نزدیک است، چیزی که کار می کند شیمی کیوزاک و جکسون و به ویژه درک کلی در پایان جهان است که تنها چیزی که مهم است، تنها چیزی که همیشه اهمیت دارد، اوست. خانواده. او فیلم را صرف عبور از کشور ویران شده می کند، نه با اطمینان از یک «چیز مطمئن» به معنای جنسی بدون هیچ رشته ای، بلکه یک «چیز مطمئن» به شکل همسری که او را دوست دارد و پسری که دلش برایش تنگ شده است. پایانی عالی نیز دارد، همان پایانی که اسپیلبرگ دارد گزارش اقلیت تصویر نهایی از اتحاد مجدد و همچنین ناامیدی که کاملاً دربرگیرنده شخصیتی است که کیوزاک از طریق یک حرفه غنی و جذاب ساخته است. او الگوی کسی است که همیشه خارج از مکان و زمان است. او برای یک بازنگری انتقادی به تاخیر افتاده است.

والتر چاو منتقد ارشد فیلم filmfreakcentral.net است. کتاب او درباره فیلم‌های والتر هیل با مقدمه جیمز الروی اکنون برای پیش‌فروش در دسترس است. تک نگاری او برای فیلم MIRACLE MILE محصول ۱۹۸۸ اکنون در دسترس است.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر