دختر دن ریوز امیدوار است که شوهرش بتواند برای احترام به پدرش حلقه ای به دست آورد


سال جدید نزدیک بود و دانا ریوز دکامیلیس آخرین خداحافظی خود را با پدرش دن در فیس تایم داشت.

او به او گفت: «می‌خواهم بدانی که تو تنها مردی هستی که در هر ثانیه از زندگی‌ام دوستش داشتم.»

دن ریوز خیلی گشاد لبخند زد. او گفت: «به جو نگو.

این می تواند جو دکاملیس، شوهر دانا و هماهنگ کننده تیم های ویژه لس آنجلس رامز در سوپر باول باشد. جو از قبل می دانست که همسرش و پدرش چه احساسی نسبت به یکدیگر دارند. دکامیلیس در سال ۱۹۸۸ به کارکنان برونکوس دن ریوز پیوست و سپس او را به جاینتز و فالکونز دنبال کرد. دانا گفت: «جو احتمالاً حتی بیشتر از من به پدرم نزدیک بود.

جو مرتباً با پدرشوهرش تماس گرفته بود، زیرا نیروهای پلید زوال عقل او را فراگرفتند. دکامیلیس می خواست مغز ریوز را تیز نگه دارد، او را در مورد بازی صحبت کند، و هیچ کس اهمیتی نمی داد که این بازیکن ۷۷ ساله فوتبالی گاهی اوقات فراموش می کند که جو و دانا در لس آنجلس زندگی می کنند و به جای آن از او می پرسد که اوضاع در دنور چگونه پیش می رود. یا جکسونویل

در شب سال نو، آخرین روز کامل زندگی خود، دن ریوز در خانه خود در آتلانتا تحت مراقبت از آسایشگاه بود. مادر دانا، پم، دختر کیتلین، یک پرستار و خواهر لورا آنجا بودند که جو به مربی قدیمی گفت که چقدر او را تحسین و دوست دارد. دکامیلیس نمی‌خواست برای پدرشوهرش در دنور کار کند، زیرا می‌ترسید که دیگران او را چیزی جز یک استخدام خانوادگی ببینند، و دو بار پیشنهاد شغلی او را رد کرد. اما ریوز به او اطمینان داد: “اگر خرابکاری کنی، سریعتر از هر کس دیگری تو را اخراج خواهم کرد” و او را به عنوان کمک مربی نیرو و تهویه مطبوع که در تاریکی شب کاغذها را زیر درهای اتاق های هتل مربیان می لغزید، آورد.

دیکامیلیس ایمان رئیس خود را به سختی به دست آورد، و سپس با بازنشستگی ریوز، شش سال پیش با برانکوها یک سوپر باول را برد که ریوز به عنوان سرمربی دنور در سه تلاش موفق به کسب آن نشد. جو برای عکس گرفتن با پدرشوهرش در حالی که حلقه Super Bowl خود را می زد و ریوز نسخه ای از جایزه وینس لومباردی را در دست داشت.

دانا می‌گوید: «هیچ‌وقت کسی را ندیده‌ام که برای شخص دیگری به اندازه پدرم در آن روز خوشحال باشد.»

هماهنگ کننده تیم های ویژه Rams جو دکامیلیس و همسرش دانا ریوز دکامیلیس
جو دکامیلیس و دانا ریوز دکامیلیس
دانا ریوز دکامیلیس

در آخرین تماس با جو، ریوز برای اولین بار پس از مدتی چشمان خود را باز کرد و تلاش کرد تا پیامی را به دامادش برساند. هنگامی که تلفن در اواخر همان شب در خانه DeCamillis در لس آنجلس، در ساعات کوچک صبح سال نو در آتلانتا زنگ خورد، دانا به جو گفت: “نه، لطفا نه.” او جواب داد و لورا از طرف دیگر گریه می کرد و به او می گفت: “بابا رفته.” دانا گوشی را پرت کرد و همه چیز را سیاه کرد و برای از دست دادن قهرمانش گریه کرد. قرار بود روز سال نو سوار هواپیما شود تا آخرین بار او را ببیند.

دانا گفت: “من فکر می کردم او برای همیشه زنده خواهد ماند.”


درباره شرط بندی Super Bowl بیشتر بدانید


اکثر افرادی که پیرمرد او را می‌شناختند، کوارتربک کارولینای جنوبی که توسط دالاس کابوی‌ها به هافبک تبدیل شد و هشت فصل NFL بازی کرد، همینطور. ریوز با دست‌های یخ‌زده و دندان کنده‌شده‌ای که لب بالایی یخ‌زده‌اش را سوراخ می‌کرد، به اندازه‌ای سخت بود که یک پاس ۵۰ یاردی تاچ داون را در شرایط غیرانسانی در کاسه یخی معروف در لامبو فیلد پرتاب کرد.

ریوز همان سرسختی را در جو دید، یک آسیاب که با پدرش، تونی، از سپیده دم تا غروب چمن‌زنی می‌کرد تا برای مدرسه پول دربیاورد، و از خود یک کشتی‌گیر ستاره در دانشگاه وایومینگ ساخت. جو با دانا ریوز در مکانی به نام باکهورن ملاقات کرد. او دانشجوی دانشگاه کلرادو در شهر بود تا دوستش را ملاقات کند. جو از او خواست که برقصد، و معلوم شد که او یک رقصنده کانتری عالی است. دانا به وایومینگ منتقل شد، آنها در سال ۱۹۸۷ ازدواج کردند و صاحب دو دختر به نام های کیتلین و اشلی شدند. و سپس آنها زندگی فوتبالی گذرا را داشتند.

جو دکامیلیس، دانا ریوز دکامیلیس و دن ریوز
جو دکامیلیس، دانا ریوز دکامیلیس و دن ریوز
دانا ریوز دکامیلیس

دن ریوز یک سوپر باول را به عنوان بازیکن دالاس و دیگری را به عنوان دستیار دالاس برده بود، اما به شدت آن حلقه را به عنوان مرد مسئول می خواست. او شش هفته پس از پشت سر گذاشتن عمل جراحی بای پس چهارگانه به عنوان یک همسترینگ تحت فشار، به چهارمین سوپربول خود به عنوان سرمربی و نهم در مجموع با فالکونز رسید. دانا گفت: «او خیلی آدم خوبی بود و شما فقط می‌خواستید او یک سوپربول را به عنوان سرمربی برنده شود. این یک داستان سیندرلا بود که بعد از عمل جراحی قلب به مصاف تیم قدیمی‌اش برود که او را اخراج کرده بود.»

اما برانکوها پیروز شدند و ریوز پنج سال بعد از لیگ خارج شد. دکامیلیس چند سال دیگر را با فالکونز گذراند و سپس به جکسونویل و سپس به دالاس رفت، جایی که فاجعه پیش از مربیگری او به عنوان هماهنگ‌کننده تیم‌های ویژه تیم پدرشوهرش رخ داد. جو در حباب تمرین با تازه‌کاران کار می‌کرد که بادهای شدید سازه را فرو ریخت، یک تیر فلزی به بالای جو کوبید و او را اول صورتش در استخر آب رها کرد، قبل از اینکه مربی او را غلت زد و مانع غرق شدنش شد. . جو یه جوری خودش رو جمع کرد و به همسرش زنگ زد.

او به دانا گفت: ساختمان روی من افتاد و من نمی توانم پاهایم را حس کنم.

“چی عزیزم؟” او پاسخ داد.

هماهنگ کننده تیم های ویژه رامز، جو دی کامیلیس، در سمت راست، با سرمربی شان مک وی دعوا می کند.
هماهنگ کننده تیم های ویژه رامز، جو دکامیلیس (سمت راست) با سرمربی شان مک وی دعوا می کند.
گتی ایماژ

او گفت: “من نمی توانم بازوهایم را احساس کنم و باید تلفن را قطع کنم.”

دانا سریع به بیمارستان رفت و شوهرش را دید که در اورژانس بی حرکت است و گردنش شکسته است. دکتری به جو دستور داد که از چرخاندن سر خود برای نگاه کردن به همسرش خودداری کند. شخصی در اورژانس به دانا گفت: “اگر شما اهل دعا هستید، احتمالاً باید شروع به دعا کنید.”

جو دکامیلیس از طریق عمل جراحی موفق شد و چند هفته بعد با یک بریس گردن و یک گاو نر به زمین تمرین کابوی ها بازگشت. جو بعداً به شوخی گفت که به زودی به انجام حرکات علامت تجاری خود در روز باز خواهد گشت – دویدن دیوانه‌وار در زمین در حالی که تیم‌های پوشش‌دهنده‌اش را دنبال می‌کرد و ضربه‌های برگشتی را دنبال می‌کرد – اما فهمید که چقدر خوش شانس است که زنده و متحرک است. یکی از همکارانش از کمر به پایین فلج شده بود، و پزشکان به دانا گفتند که اگر شوهرش از کشتی به این اندازه عضلات گردن قوی نداشت، دچار چهار پلژی می شد.

دانا گفت: «استخوان دنده‌ای را گرفتند و آن را استخوان گردن کردند. زمانی که استخوان جو متلاشی شد، نخاع به دور ستون فقرات او رفت و دست نخورده باقی ماند. شریان کاروتید او هم خونریزی داشت و به نوعی قطع شد و خودش را خوب کرد. او تارهای صوتی خود را قطع کرد و چهار میله ۱۴ اینچی و ۲۸ پیچ در آن قرار داده شد که هنوز گردن او را تا به امروز نگه داشته است. … جو به معنای واقعی کلمه در درد روزانه است و شما هرگز آن را از او نمی شنوید.

سیمز و دن ریوز در سال ۱۹۹۳
AP

این همان صلابتی است که پدرم ۳۶ سال پیش در او دید. سعی کردم با کسی مثل پدرم ازدواج کنم و تا جایی که می‌توانی به او نزدیک شدم.»

دانا با تمام وجودش فوتبال را دوست دارد، اگرچه معتقد است ماهیت خشن بازی و تجهیزات ابتدایی در زمان پدرش در نهایت به زوال عقل او کمک کرده است. او در کودکی آنجا بود که راجر استاباخ و تونی دورست برای تماشای فیلم در خانه ایستادند. او ۳۲ سال پیش در سوپردوم لوئیزیانا و باردار بود، زمانی که جو مونتانا ۴۹رز برونکوهای ریوز را ۵۵-۱۰ شکست داد، و متعجب بود که چرا اپراتورهای اسکوربورد مدام چهره مضطرب پدرش را روی صفحه نمایش می‌دهند.

او در سال ۱۹۹۳ در استادیوم جاینتز حضور داشت، زمانی که پدر و همسرش به پاکسازی آشفتگی ناخوشایند ری هندلی کمک کردند و جاینت ها را به پلی آف بازگرداندند. دانا گفت: «کار برای خانواده مارا و تیش برای ما یک امتیاز بود. من همیشه طرفدار جاینت ها بودم حتی بعد از اینکه پدرم را اخراج کردند.»

دانا و جو سال گذشته در جکسونویل ۱-۱۵ بودند، و با این حال آنها در بزرگترین صحنه بازی هستند، در فاصله کوتاهی از خانه خود، با جو که در سی و چهارمین سال متوالی خود در لیگ، دومین قهرمانی خود در سوپربول را به دست آورد. دانا گفت که حضور پدرش را در جریان پیروزی Rams’ NFC Championship مقابل سانفرانسیسکو احساس کرده است. او معتقد است که او یکشنبه شب بهترین صندلی را در خانه استادیوم SoFi خواهد داشت.

دانا ریوز دیکاملیس گفت: «هنوز واقعی به نظر نمی رسد. فکر می‌کردم پدرم را بعد از سوپربول ببینیم، شاید او را روی صندلی چرخدارش هل بدهیم، اما هنوز او را داشته باشیم. بخشی از وجودم خیالم راحت است که رنج او برداشته شده است.

من دختر بابا بودم و هر روز دلم برایش تنگ خواهد شد تا دوباره ببینمش.

رژیم آنلاین دکتر روشن ضمیر https://rdiet.ir/ رژیم کتوژنیک دکتر روشن ضمیر