سرقت ۸ میلیارد خانواده از خانه مهندس


با شکایت زن جوان تحقیقات برای کشف راز سرقت آغاز شد. ماموران سپس دوربین مداربسته اطراف خانه مهندس را بررسی کردند. این تصاویر دو مرد جوان را نشان می دهد که نقاب پوشیده به خانه ای وارد شده و دزدی می کنند.

به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا به نقل از ایران، مهندس وقتی یک شب در یک مهمانی راز نگهداری ۸ میلیارد طلا و ارز در خانه اش را فاش کرد، فکر نمی کرد یکی از بستگانش قصد سرقت از او را داشته باشد.

چند روز پیش زن جوانی با پلیس تماس گرفت و از سرقت طلاها و دلارهایش خبر داد. زن جوان گفت: من مهندس عمران و همسرم پزشک است.

وضعیت مالی خوبی داریم و تجارت می کنیم. ما حدود ۸ میلیارد دلار پس انداز خود را در طلا، ارز و سکه در صندوق امانات بانکی قرار دادیم. اما وقتی خبر سرقت از صندوق امانات بانک را شنیدم، ترسیدم و به همسرم گفتم که بهتر است اموالمان را از صندوق امانات بیرون بیاوریم و به خانه منتقل کنیم.

وی ادامه داد: همسرم نیز موافقت کرد و طلاها و سکه ها را از بانک برداشتیم و به خانه آوردیم. مقداری از آنها را روی بالش گذاشتیم و من مقداری طلا و سکه در فریزر گذاشتم.

وقتی از سفر دو روزه به خانه برگشتیم، متوجه شدیم که طلا و دلارهایمان را دزدیده اند.

مهمانی مشکل ساز

از دست دادن. مهندس گفت: البته من به یکی از بستگانمان مشکوکم و فکر می کنم کار او بوده که از خانه ما دزدی کند. مسعود خانواده ماست اما برده و بیکار است، چند روز پیش مسعود ما را به مهمانی شبانه ای که در آن حضور داشت دعوت کرد و در مهمانی از سرقت های بانکی صحبت کرد و چیزهایی را که درست کردیم در خانه گذاشت. ما احساس خوبی داریم، اما فکر می کنم منجر به سرقت اموال ما شد.

با شکایت زن جوان تحقیقات برای کشف راز سرقت آغاز شد. ماموران سپس دوربین مداربسته اطراف خانه مهندس را بررسی کردند. این تصاویر دو مرد جوان را نشان می دهد که نقاب پوشیده به خانه ای وارد شده و دزدی می کنند.

انتقام عجیب

تحقیقات برای شناسایی سارقان ادامه داشت تا اینکه زن جوان به پلیس مراجعه کرد و سرنخ مهمی را در اختیار مأموران قرار داد: همانطور که حدس می زدم مسعود عامل اصلی سرقت بوده است. امروز نامزد مسعود با من تماس گرفت و گفت مسعود با همدستی یکی از دوستان این سرقت را انجام داده است. دختر تصمیم گرفت انتقام بگیرد چون مسعود سهم او را ندزدیده بود و ماجرا را برای من تعریف کرد. مسعود پس از ارائه اطلاعات آقای مهندس به افسران توسط کارآگاهان دستگیر شد.

مرد جوان به بازپرس گفت: وقتی فهمیدم مهندس اموال او را به خانه برده است، تصمیم گرفتم آن را سرقت کنم. با مهسا نامزد کردم و با یکی از دوستان پسرم در میان گذاشتم. از آنجایی که فامیل بودیم، وقتی فهمید که قصد سفر دارد، بلافاصله یک دستگاه فلزیاب به من داد و پس از خروج از خانه من و دوستم وارد خانه او شدیم. فلزیاب بالش محل نگهداری طلا را به من نشان داد و در کمد گذاشت و کمی که جستجو کردیم طلاها را در فریزر پیدا کردیم.

وی ادامه داد: مهسا مجبور شد طلا بفروشد. هنوز طلا نفروخته ایم که مهسا سهم خود را طلب کرد. ما را قانع نکرد که سهمش را بدهیم. من هم گفتم چرا به شما سهم بدهم، عصبانی شدم و ماجرا را لو داد. با اعتراف مسعود، همدست وی نیز دستگیر و اموال مسروقه به مالبکتا بازگردانده شد.

اشتراک گذاری