گفتگو با یک «پا»: درآمد ماهیانه ۱۰ تا ۱۵ میلیون دارم | از زن مشکوک گرفته تا بدهکار به شوهر


به گزارش پایگاه اطلاع رسانی دیارمیرزا، زهرا رسولی خبرنگار خبرگزاری فارس در گفت وگویی با «بهبا پا» به جزئیات کار و زندگی و نحوه کسب درآمد پرداخت. ادامه گزارش را بخوانید:

“چه کسی جز تو مورد علاقه من است؟”، تلفن چندین بار زنگ می خورد، اما جواب نمی دهد، دوباره شماره را می گیرم، این بار جواب می دهد. لطفا: (به ترکی).

ببخشید: آقا میخواستم برام یه پروژه بکنید با صدای بلند گفت:خانم اگه این شریکتون باشه دیگه دنبال این برنامه ها نمیروم خداحافظ!!

دوباره شماره را می گیرم و می گوید: خانم من گفتم این کار را نمی کنم، التماس می کنم برود جای دیگری مشکل شما را حل کند، چون باید شاهدی به نفع دادگاه داشته باشم.

خانم پذیرش ولی قیمت دوبرابر شد میگم هیچی موافقم یه پارک گذاشتیم تا پروژه رو بررسی کنیم.

مرد جوانی مرتب به من نزدیک می شود و از نگاهش متوجه می شوم که خودش است و به او که روی نیمکت کنارم نشسته اشاره می کنم.

نگاهی به این طرف و آن طرف انداخت، عینکش را در آورد و گفت: خانم ببین من دنبال دردسر نیستم، خیلی التماس کردی، دلم برات سوخت، قبول کردم، وجداناً در این کار بی خیال باش.

با عصبانیت جواب می دهم: اگر به پول نیاز ندارید چرا در کار من دخالت می کنید؟

میگه: خب من یه روز پول میدم ولی ازت خواهش میکنم یه لحظه همسرم رو تنها نذاری و اگه یکی اذیتش کرد بهم بگه چقدر خرج داره. ۵۰۰ تومان البته نه.

جواب می دهم: خوب، اگر نمی خواستم شما یک روز کار کنید، هزینه اش چقدر می شد؟

یعنی زنت اومده سرکار یا منو اخراج کردی.

نه، این نیست، برای شما مشکلی نیست، چه اینجا باشد چه آنجا! برای آن یک ساعت اینجا بمان.

او پاسخ می دهد: خوب، من چگونه می توانم از زندگی در اینجا سود ببرم؟ خانم اگه کاری ندارید میتونم برم سر کارم احساس میکنم دوربین مخفیه یا شما مامور هستید؟

برایش توضیح می دهم که چرا با او تماس گرفتم و شغلم چیست و در نهایت بعد از دو ساعت مخالفت با ملاحظه برای مصاحبه می آید و من هیچ عکسی از او نمی گیرم و نام و نشانی اش را منتشر نمی کنم. . !!

چند سال دارید و در چه رشته ای تحصیل کردید؟

من متولد ۱۳۷۱ هستم و دارای دیپلم علوم انسانی هستم.

و دانشگاه؟

من دانشگاه نرفتم، یعنی سال اول رشته ام را دوست نداشتم. سال بعد بدون شرکت به سربازی رفتم و سپس وارد تجارت شدم.

کسب و کار؟ پس کار چیه؟

ببین از اول بهت بگم

من از ۱۳ یا ۱۴ سالگی کار می کردم، یعنی در مغازه های مختلف شاگرد بودم.

خب درآمدش هم بد نبود، من از این طریق امرار معاش کردم و به زندگی پدرم کمک کردم.

اما وقتی دیپلم گرفتم باید برای دیگران کار می کردم، سرمایه ای برای راه اندازی کسب و کار خودم نداشتم و هر جا ناامید بودم، تصمیم گرفتم برای انجام کاری به سربازی بروم.

بعد از اتمام خدمت سربازی دوباره به نقطه اول رسیدم و کاری از دستم برنمی آمد.

شاید باورتان نشود اما من دنبال کار می گشتم اما به دلیل نداشتن سابقه کاری نتوانستم کار پیدا کنم.

اما گفتی کارمندی؟

بله، الان کارم را برای شما توضیح می دهم. یک روز که از همه چیز ناامید شده بودم، تبلیغی را دیدم که یک خانم فروشنده می خواست و سراغ آن رفتم و یک زن مغازه دار گفت که فروشنده خانم می خواهد، نه مرد.

وقتی مغازه دار به من گفت که شغل خوبی دارد و در یک هفته یک ماه حقوق به من می دهد، ناامید شدم.

با توضیحات این زن متوجه شدم که باید به همسرش اطلاع دهم که ۲۴ ساعت شبانه روز چه می کند.

خوب؟

بله کار من از اینجا شروع شد، این هفته کار همسر این زن را به او گزارش دادم، متوجه شدیم که شوهرش زن دوم دارد و در نهایت شوهرش مرا کتک زد.

دوباره بیکار شدی؟

بله، به خانه اولم برگشتم، اما با اولین تجربه کاری.

بعد از مدتی همان خانم دوباره با من تماس گرفت و این بار از من خواست که با شخص دیگری کار کنم، اگرچه قبلا قبول نکرده بودم، اما مطمئن شدم که بیکار شده ام.

این بار قرار بود برای شخص دیگری کار کنم، به این معنی که با وجود تلاش برای پول نقد با چکش، نتوانستم بدهکار را پیدا کنم.

یعنی چیکار کردی؟

هیچی، کار من شبانه روز نگهبانی از خانه بدهکار بود تا وقتی بدهکار به خانه آمد به او اطلاع دهم.

اونوقت موفق شدی؟

بله برنده شدم و پول خوبی هم گرفتم چون رقم چک بالاست.

دوباره ادامه دادی؟

بله، ادامه دادم، چون شخص خوبی را می شناختم که تقریبا هر ماه این پروژه ها را به من پیشنهاد می کرد و من انجام دادم.

در نتیجه با افراد بیشتری آشنا شدم و پروژه های بیشتری را پذیرفتم.

منظور شما از آب نمک و ماهیت آن چیست؟

بله، یک بار آقایی از من خواست که پسرش را «فالو» کنم، ببینم کجا می رود و چه کار می کند، اما بالاخره متوجه شدیم پسرش معتاد است و من از این بابت خیلی ناراحت شدم.

یا زنی به دنبال شوهرش رفت و من مجبور شدم دوباره به دادگاه بیایم و طلاق بگیرم.

در این ۵ سال کارهای زیادی برای آنها انجام داده ام.

خب، سوال من این است که این پروژه ها چگونه به شما پیشنهاد می کنند؟

خوب ببینید، هر شغلی دغدغه های خودش را دارد و وقتی وارد یک شغل شوید، مشتریان خود را نیز پیدا خواهید کرد.

کسب و کار ما نیز به یک سری ارتباطات نیاز دارد، یعنی مشتریان ناخودآگاه به سراغ شما می آیند.

از کار خود راضی هستید، فکر نمی کنید این تجاوز به حریم خصوصی و زندگی دیگران است؟

ببینید رضایت معانی مختلفی دارد، شاید شغل من جایگاه اجتماعی نداشته باشد اما درآمد خوبی دارد.

گاهی اوقات افراد ثروتمندی هستند که وقتی کنترلی بر خانواده خود ندارند و از من می خواهند که این کار را انجام دهم، خوب عمل می کنند.

با این کار، من حق کسی را نمی خورم یا کار غیر قانونی انجام نمی دهم. طرف معامله با کمال میل از من می خواهد کاری انجام دهم، من انجام می دهم و پول می گیرم.

آیا تا به حال از انجام این کار پشیمان شده اید؟

بله، فقط در فیلم ها دیده اید، اما یک بار یادم می آید آقایی که نمی خواست خانه را بشناسد، به پیرمردی شیر می داد، شب بی دلیل از خانه بیرون رفت و صبح برگشت.

وقتی دنبالش رفتم متوجه شدم شب ها برای امرار معاش از پیرمردی مراقبت می کند و از کارم خیلی ناراحت شدم.

من بابت کاری که کردم از آن شخص عذرخواهی کردم و پول را به خانواده اش برگرداندم.

آیا این نوع مچ بند شماست؟

نه، نه برای سرگرمی، من به کسانی که وقت کنترل خانواده، اقوام یا زیردستان را ندارند کمک می کنم، پولم را می گیرم، نمی کنم.

چگونه موضوعات خود را دنبال می کنید؟

خب فرق می کند، گاهی آدم آنقدر پولدار است که حتی برای رسیدن به هدفش ماشین به من می دهد.

اما گاهی اوقات خودم را مبدل می کردم و ساعت ها در خیابان می ایستادم و پیگیر قضیه بودم.

ببینید من برای کارم وقت پیدا می کنم و در این مدت استراتژی را یاد گرفتم.

آیا خانواده شما با این موضوع مشکلی ندارند؟

من نمی دانم منظور شما از مشکل چیست، چرا آنها مشکل دارند، شغل من قاچاق یا دزدی نیست، چیز بدی است که فکر می کنید.

من یک پدر مسن دارم، با آنها زندگی می کنم و خواهر و برادرم نیز متاهل هستند.

هیچ کس به من اهمیت نمی دهد، من یک جنایتکار نیستم و به محض اینکه هیچ اشتباهی نکنم، خانواده ام خوشحال می شوند.

اما آیا در کار شما بحث اخلاقی وجود ندارد؟

ببین مامان من قبلا گفتم دارم اخلاق میشم بی سواد ندیدم دنیا به زور از کسی پول بگیره.

من شغلی نداشتم، آن را دنبال کردم و خطوط قرمزم را دارم.

مثلاً وقتی مردی از من خواست دنبال نامزدش شوم، من این کار را نکردم، زیرا از نظر اخلاقی پیروی از یک زن درست نیست.

نظر شما در مورد کار من منفی است زیرا هیچ مکان ثبت شده ای وجود ندارد و کسی آن را از نظر اجتماعی قبول نمی کند.

اما به نظر من این یک نوع کار ساعتی است، شما برای چند ساعت یا چند روز خدمت حقوق می گیرید، مشکل از کجاست؟

از شما بپرسم درآمد ماهانه شما چقدر است؟

ببینید من درآمد ثابتی ندارم، بستگی به پروژه ای دارد که قبول می کنم، اما از درآمدم راضی هستم.

یعنی چقدر؟

خوب، می بینید، متفاوت است، اما حدود ۱۰ میلیون تومان در ماه هزینه دارد، یا شاید ۱۵ میلیون تومان یا بیشتر اگر مشتری خوبی داشته باشم.

درست است که درآمدتان خوب است، اما برنامه ای برای آینده ندارید؟

ببین خانم من هم مثل بقیه دنبال آینده هستم و به دنبال ازدواج هستم. من هم دختر مورد علاقه ام را انتخاب کردم، اما می ترسم دادگاه بروم، بگویند شغلت چیست، بگویم «پیاده» قبول نمی کنند.

به همین دلیل است که برای ثروتمند شدن سخت کار می کنم و تا آن زمان وضعیت شغلی من برای کسی مهم نیست و می توانم به آنچه می خواهم برسم.

ببینید، این ممکن است برای شما عجیب باشد، اما با انجام این کار متوجه شدم که چقدر زمان ارزشمند است، خانواده، عشق و محبت چقدر مهم است، میلیون‌ها نفر هستند که مایل به خرج کردن هستند، اما وقت ندارند، در واقع خرید می‌کنند. زمان از من

خانواده اینگونه است و ما پس از از دست دادن آن را برای آن ارزش قائلیم.

و حرف آخر؟

می خندد و می گوید: خانم برای این مدتی که از من وقت گرفتی چقدر پول می دهی؟

حرفی برای گفتن ندارم، امیدواریم همه جوانانی که مثل من بیکار یا بیکار هستند آینده موفقی داشته باشند.

اشتراک گذاری